عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

77

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

و يعقوب تنها تقيّة خواند . و معنى همه - پرهيزيدن - است ، ميگويد : مگر كه از ايشان ترسيد و ازيشان پرهيزيد ، كه پس رخصت است شما را كه مومنانيد موالات ايشان به زبان نه بدل ، چنان كه جاى ديگر گفت : إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ . مفسران گفتند : معنى آيت آنست كه مؤمنان را روا نيست مداهنت كافران و موالات با ايشان ، مگر كه كافران بر مسلمانان غلبه كنند ، يا مردى مسلمان تنها در ميان كافران افتد ، وزيشان ترسد ، آن گه او را رخصت باشد كه خويشتن را باظهار كلمهء حق در دست ايشان ننهد و خود را هلاك نكند ، بلكه مداهنت كند و به زبان موالات كند ، چندان كه در آن استحلال خون مسلمانان و اضاعت مال ايشان نباشد . آن گه اين را تقيّة گويند . تقيه در اسلام رواست به دو شرط : بيم سَر ، و سلامت دل . در خبر است كه مسيلمه كذاب دو مرد را از ياران رسول خدا بگرفت ، با يكى گفت كه گواهى ميدهى كه من رسول خداام ؟ گفت آرى گواهى مىدهم ، دست از وى باز گرفت و رهايى يافت . آن ديگر سرباز زد و نگفت آنچه مراد مسيلمه بود ، و او را بكشت . اين قصه با مصطفى بگفتند مصطفى عليه السلام گفت : « امّا المقتول فمضى على صدقه و يقينه و اخذ بالفضل ، و امّا الآخر فاخذ برخصة اللَّه و اللَّه يغفر له » و قال صعصعة بن صوحان لاسامة بن زيد : خالص المؤمن و خالق الكافر ، فان الكافر يرضى منك بالخلق الحسن ، و يحق عليك ان تخالص المؤمن » اين در حال تقيه است و مذهب جماعت مفسران است . امام مذهب معاذ بن جبل و مجاهد و جماعتى از علما آنست كه : اين تقيه در ابتداء اسلام بود و پيش از آنكه دين اسلام مستحكم شود و قوت گيرد ، اما امروز تقيه در دار الحرب است نه در دار الاسلام كه به حمد اللَّه ركن